کروی زره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کروی زره . [ ک ُ ی ِ زِ رِه ْ ] (اِخ ) نام یکی از خویشاوندن افراسیاب است و در کشتن سیاوش سعی بسیار کرده است . (برهان ). وی سرانجام گرفتار گیو شد و به قتل رسید. (از آنندراج ). گروی زره : کروی زره را بیاورد گیو دوان با سپهدار پیران نیو. فردوسی . رجوع به گروی زره شود.