کروکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کروکر. [ ک َ ک َ ] (ص، اِ) کرکر. گرگر. گروگر. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). یکی از نامهای خدای تعالی است جل جلاله . (برهان ) (آنندراج ). از جمله نامهای اﷲ است جل جلاله . (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ) کرکر. نامی از نامهای باریتعالی است . (صحاح الفرس ) : تو پنداری که یزدان کروکر جهانی نو برآورده ست دیگر. عنصری . گر این کار بدهد کروکر ترا ز شاهی مرا نام و دیگر ترا. اسدی . علاء دولت مسعود کامر و نهیش را مطیع گشت به صنع کروکر آتش و آب . مسعودسعد. که در ایام جدجد ترا کرد روزی کروکر داور. مسعودسعد. ◄ صانع و کارکن . (ناظم الاطباء). رجوع به گروگر، کرکر و گرگر شود.
کروکر.[ ک ِرْ رُ ک ِ ] (اِ صوت ) صدای خندیدن . آواز خنده .