کروکر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کروکرکردن . [ ک ِرْ رُ ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) با کشیدن پای بر زمین بنرمی پیش رفتن . ◄ با فقریا با ضعف امرار حیات کردن . با قلت مال به نحوی معاش را گذرانیدن یا عملی محتاج به پول بسیار را با تعب با پول کم ادامه دادن . (یادداشت مؤلف ). ◄ به ملایمت پیش بردن کار. (از فرهنگ فارسی معین ).