کروس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کروس . [ ک ِ وَ ] (اِ) لغز و چیستان . (برهان ) (آنندراج ) (منتهی الارب ). بردک . پردک .
کروس . [ ک َ رَوْ وَ / ک َ رَوْ وُ ] (ع ص ) بزرگ سر از مردم و شیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بزرگ سر از مردم و گفته اند ضخیم از هر چیز. (از اقرب الموارد). بزرگ سر. (مهذب الاسماء). ◄ سیاه . (از اقرب الموارد). سیاه از مردم . (ناظم الاطباء). ◄ شتر بزرگ سپل درشت پای . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) نام مردی و شاعری است طائی . (منتهی الارب ).
کروس . [ ] (اِخ ) دهی است از بخش ایوانکی بخش شهرستان دماوند. کوهستانی و سردسیر است و ١٧٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).