کروخان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کروخان . [ ک ُ ] (اِخ ) نام برادر پیران ویسه است . (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). اما ولف در فهرست شاهنامه نوشته نام پهلوان تورانی که پسر ویسه بود. (فهرست ولف ) : یکی نامور ترک را کرد یاد سپهبد کروخان ویسه نژاد. فردوسی . رجوع به کروت شود.
کروخان . [ ک ُ ] (اِ) چاهی باشد بس عمیق که از آن آب به دشواری توان کشید. (فرهنگ جهانگیری ). رجوع به کرود شود.