کرهله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرهله . [ ] (اِ) کوهله . ابوریحان بیرونی در تتمه ٔ کتاب الجماهر فی معرفةالجواهر گوید: در لغت مردمان جرجان بمعنی حلزون و لیسک است . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرهله . [ ] (اِ) کوهله . ابوریحان بیرونی در تتمه ٔ کتاب الجماهر فی معرفةالجواهر گوید: در لغت مردمان جرجان بمعنی حلزون و لیسک است . (یادداشت مؤلف ).