کرم اوفتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرم اوفتادن . [ ک ِ دَ ] (مص مرکب ) کرم افتادن . تولید کرم شدن در چیزی . (یادداشت مؤلف ). تَسَوﱡس . حَلَم . (یادداشت مؤلف ) : چون که دندان تراکرم اوفتاد نیست دندان برکنش ای اوستاد. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرم اوفتادن . [ ک ِ دَ ] (مص مرکب ) کرم افتادن . تولید کرم شدن در چیزی . (یادداشت مؤلف ). تَسَوﱡس . حَلَم . (یادداشت مؤلف ) : چون که دندان تراکرم اوفتاد نیست دندان برکنش ای اوستاد. مولوی .