کرغول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرغول . [ ] (ص ) احمق . ابله . (یادداشت مؤلف ) : به روی مشتی کرغول در فروخوانند صفات دوزخ پرشدت و عذاب الیم . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرغول . [ ] (ص ) احمق . ابله . (یادداشت مؤلف ) : به روی مشتی کرغول در فروخوانند صفات دوزخ پرشدت و عذاب الیم . سوزنی .