فرهنگ لغت

کرشمه ریزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کرشمه ریزی . [ ک ِ رِ م َ / م ِ ] (حامص مرکب ) عمل کرشمه ریز. کرشمه بازی . (فرهنگ فارسی معین ) : کرشمه ریزیت از حد گذشت بر دلها کرشمه زار ترا من چه چاره خواهم کرد. محمد عرفی (از آنندراج ). رجوع به کرشمه بازی شود.

معنی کرشمه ریزی | فرهنگ لغت