کرجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرجی . [ ک َ رَ ] (اِ) نوعی از کشتی خرد که برای حمل اسباب به کار برند. (آنندراج ). کشتی خرد و کوچک . (ناظم الاطباء). زورق . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). طَرّاده . لُتکا. بَلَم . قُفّه . غُراب . (یادداشت مؤلف ). رجوع به زورق شود.
کرجی . [ ک ُرْ رَ جی ی ] (ع ص ) مخنث . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).