کرتاخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرتاخ . [ ک َ ] (اِ) بمعنی عزم همت باشد، یعنی امور عالیه مادام که به نهایت نرسیده باشد به نظر او درنیاید. (برهان ) (آنندراج ). ◄ کار مهم معوق و انجام نایافته . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرتاخ . [ ک َ ] (اِ) بمعنی عزم همت باشد، یعنی امور عالیه مادام که به نهایت نرسیده باشد به نظر او درنیاید. (برهان ) (آنندراج ). ◄ کار مهم معوق و انجام نایافته . (ناظم الاطباء).