کرایه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کِ یِ) (اِ.) گرفته شده از «کراء» عربی. مزد، اجرت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کِ یِ) (اِ.) گرفته شده از «کراء» عربی. مزد، اجرت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرایه . [ ک ِ ی َ / ی ِ ] (از ع، اِ) مأخوذ از کراء تازی . (از فرهنگ فارسی معین ).اجرت بار کردن اسب و شتر و غیره و اجرت نشستن در خانه و دکان مردم باشد. (از برهان ) (آنندراج ). پول و اجرتی که در ازای بارکشی ستور و نشستن در خانه و دکان و جز آن می دهند. مال الاجاره . مزد. اجرت . (ناظم الاطباء). ◄ به مزد دادن چیزی چون خانه و جز آن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به کرا، کرای و کراء شود. - کرایه ٔ خانه ؛ وجهی که در ازای اقامت در خانه ای به صاحب خانه دهند. اجاره بها. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بعضی به معنی برابری و سزاواری نیز نوشته اند و این لفظ عربی است که فارسیان از جنس کلام خود می دانند. (آنندراج ) (غیاث اللغات ).
کرایه . [ ک َ ی َ / ی ِ ] (اِ) مرغی است سیاه رنگ و بطی ءالسیر یعنی سست پرواز.(برهان ) (از ناظم الاطباء). کرانه نیز گویند. (از ناظم الاطباء). اَخَیل . (زمخشری ). رجوع به کرانه شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
ماهبها، گاهبها، سالبها، روزبها، پرداخت، بمزد