کدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدی . [ ک َدْی ْ ] (ع مص ) کم خیر گردیدن یا کم ساختن دهش را. ◄ بند کردن و مشغول داشتن کسی یا چیزی را. ◄ خراشیدن روی کسی را. ◄ تباه گشتن کشته . (زرع ). (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ کنده شدن ناخن انگشتان از کندن زمین . (منتهی الارب ).
کدی . [ ک َ دا ] (ع مص ) گلوگرفته شدن به استخوان . (منتهی الارب ). درماندن در گلو طعام وجز آن . (از اقرب الموارد). ◄ تباه گردیدن معده ٔ شتر بچه از ناگوارد: کدی الفصیل . (منتهی الارب ). نوشیدن بچه شتر شیر را و فاسد شدن درونش . (از اقرب الموارد). ◄ کدی زده گردیدن بچه سگ . (منتهی الارب ). به بیماری کدی مبتلا شدن بچه سگ و قی کردن و سرفه نمودن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کدی . [ ک ُ دا ] (ع اِ) ج ِ کُدیَه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به کدیة شود.