کدونیمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدونیمه . [ ک َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) قِنَینه بود. (فرهنگ اسدی ). کوزه و ظرف شرابخواری را گویند. (برهان ) (آنندراج ) : لعل می را ز سرخ خم برکش در کدونیمه کن به پیش من آر. رودکی (از فرهنگ اسدی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدونیمه . [ ک َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) قِنَینه بود. (فرهنگ اسدی ). کوزه و ظرف شرابخواری را گویند. (برهان ) (آنندراج ) : لعل می را ز سرخ خم برکش در کدونیمه کن به پیش من آر. رودکی (از فرهنگ اسدی ).