کدورات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدورات . [ ک ُ ] (ع اِ) ج ِ کدورة. (ناظم الاطباء). تیرگیها : و کار آن ملک را از شوایب کدورات صافی گردانید. (جهانگشای جوینی ). و رجوع به کدورت و کدورة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدورات . [ ک ُ ] (ع اِ) ج ِ کدورة. (ناظم الاطباء). تیرگیها : و کار آن ملک را از شوایب کدورات صافی گردانید. (جهانگشای جوینی ). و رجوع به کدورت و کدورة شود.