کدری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدری . [ ک ُ ] (ع اِ) ابر تنک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به کَدَرة شود. ◄ نوعی از سنگخوار تیره رنگ پشت ابلق زردگلو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سنگ خوار. (ناظم الاطباء). سنگخواره . قسمی از قطا و آن مرغی است . (مهذب الاسماء) : در دامن کوه کبک شبگیران در رفت به هم به رقص با کدری . منوچهری . و رجوع به سنگخواره شود.