کدخدا شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدخدا شدن . [ ک َ خ ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) زن گرفتن . تأهل کردن . بَضع. (یادداشت مؤلف ). شوهر شدن : چنان کودک نارسیده بجای یکی زن گزین کردو شد کدخدای . فردوسی . ◄ با زن باکره آرمیدن شوی . (یادداشت مؤلف ). - کدخدا شدن داماد ؛ برداشتن شوی بکارت زن را. (از یادداشت مؤلف ). - کدخدا شدن دختر ؛ برداشتن شوی بکارت او را. (یادداشت مؤلف ).