کدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدار. [ ک ُ ] (اِ) نمدار. گاوکهل . کُپ . کف . کُدُر. نامی است که در طوالش به زیرفون دهند. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج ١ ص ١٧٩). و رجوع به نمدار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدار. [ ک ُ ] (اِ) نمدار. گاوکهل . کُپ . کف . کُدُر. نامی است که در طوالش به زیرفون دهند. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج ١ ص ١٧٩). و رجوع به نمدار شود.