کجیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کجیل . [ ک َ ] (اِخ ) نام محله ای است قدیمی از محلات شهر تبریز. (آنندراج ) : تبریز مرا راحت جان خواهد بود پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود تا درنکشم آب چرندآب و کجیل سرخاب ز چشم من روان خواهد بود . کمال الدین مسعود خجندی (از آنندراج ).
کجیل . [ ک ِ ] (اِ) زالزالک وحشی . دلیک . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به دلیک شود.