کجکول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کجکول . [ ک َ ] (اِ) کشکول . (فرهنگ فارسی معین ). کاسه ٔ گدایان . (آنندراج ) : کجکول حلوایی پیش آورد...آن کجکول حلوا را در حضور خواجه گذاشتند. (انیس الطالبین ص ١٥٣). و رجوع به کشکول شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کجکول . [ ک َ ] (اِ) کشکول . (فرهنگ فارسی معین ). کاسه ٔ گدایان . (آنندراج ) : کجکول حلوایی پیش آورد...آن کجکول حلوا را در حضور خواجه گذاشتند. (انیس الطالبین ص ١٥٣). و رجوع به کشکول شود.