کجو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کجو. [ ک َ ] (اِخ ) قصبه ای بوده است در رویان واز مکانهایی که بنا به نقل رابینو در سفرنامه ٔ مازندران ابوخزیمه در آنجا پایگاه گذارده بود. (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران ص ٢٢٣). و رجوع به کَجَّه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کجو. [ ک َ ] (اِخ ) قصبه ای بوده است در رویان واز مکانهایی که بنا به نقل رابینو در سفرنامه ٔ مازندران ابوخزیمه در آنجا پایگاه گذارده بود. (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران ص ٢٢٣). و رجوع به کَجَّه شود.