کجواج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کجواج . [ ک َج ْ ] (ص مرکب ) بمعنی کج و نگون، مرکب است از کلمه ٔ کج و لفظ واج که مبدل باز است بمعنی نگون . (غیاث اللغات ). ظاهراً مرکّب است از کج و واج مبدل باز و برین تقدیربمعنی کج و معکوس باشد. (آنندراج ). کج و معوج . (ناظم الاطباء). کج و کوله . (یادداشت مؤلف ) : دهد سطر کجواج او در کتاب نشان از سیه مار پر پیچ و تاب . ملاطغرا (از آنندراج ). از فلک مشکل ِ امّید کسی حل نشود چرخ چون راست کند کار به این کجواجی . محمدسعید اشرف (از آنندراج ). رخ کجواج و طاق ابروشان روی ابلیس و قبله ٔ سکسار. حکیم زلالی (از آنندراج ). ◄ مغیر کجباز است بمعنی دغل و ناراست . (آنندراج ). ناراست . نادرست . (ناظم الاطباء).