کجرفتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کجرفتار. [ ک َ رَ ] (ص مرکب ) که رفتار کج دارد. رونده براه ناراست و ناهموار. (ناظم الاطباء) : آنکه دزدی کند از این گفتار پنج پای است زشت و کجرفتار. سنائی . سعدیا راست روان گوی سعادت بردند راستی کن که بمنزل نرسد کجرفتار. سعدی . - فلک کجرفتار ؛ ناسازگار. غیر موافق . ◄ بدذات . مفسد. (ناظم الاطباء).