کج باختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کج باختن . [ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) غلط بازی کردن . خطا باختن (با وجود مهارت یا عدم آن ). (فرهنگ فارسی معین ). ◄ دغل کردن در بازی و مکر کردن و فریب دادن . (از ناظم الاطباء) : راست خوانی کنند و کج بازند دست گیرند و در چه اندازند. نظامی . هر کس از مهره ٔ مهر تو به نقشی مشغول عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه . حافظ. برده بودی و داوت آمده بود چون تو کج باختی کسی چه کند. (انوار سهیلی ). ◄ بدمعاملگی کردن . افساد کردن . (فرهنگ فارسی معین ).