کثیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کثیب . [ ک َ ] (ع اِ) توده ٔ ریگ بدان جهت که ریزان و مجتمع است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). توده ٔ ریگ گرد آمده و بلندشده . (غیاث اللغات ). توده ٔ ریگ . (دهار) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ٨١). ج، اَکثِبَة، کُثُب، کُثبان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) ثوب کثیب ؛ جامه ٔ نیک بافته . (مهذب الاسماء).
کثیب . [ ک َ ] (اِخ ) موضعی است به کرانه ٔ دریای یمن . ◄ دو ده است به بحرین . (منتهی الارب ). قریه ای است از بنی محارب بن عمروبن ودیعة از عبدالقیس در بحرین . (معجم البلدان ).