کثافت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ یا کِ فَ) [ ع. کثافة ] (مص ل.) پلیدی، آلودگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ یا کِ فَ) [ ع. کثافه ] (مص ل.) پلیدی، آلودگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کثافت . [ ک َ ف َ ] (از ع، اِمص ) کثافة. هنگفتی . جسامت . (ناظم الاطباء). زفتی . انبوهی . درهمی . پیچیدگی . (یادداشت مؤلف ). مقابل لطیفی : لطیفی برآمیخته با کثافت یقینی برابر شده با گمانی . فرخی . اجسام ز اجرام و لطافت ز کثافت تدوین زمین را و تداویر زمان را. ناصرخسرو. کثافت همه سر بسر در زمینست نظافت همه سر بسر در سماست . ناصرخسرو. تو می گویی از اینجا تا آسمان پانصد سال راه است . و کثافت هر آسمان پانصد سال راه است . (تفسیر ابوالفتوح، ازفرهنگ فارسی معین ). ◄ غلظت . (یادداشت مؤلف ) (فرهنگ فارسی معین ).
کثافت . [ ک َ / ک ِ ف َ ] (از ع، اِمص ) کثافة. ◄ (در تداول فارسی زبانان ) چرکینی . پژوینی . (ناظم الاطباء). عدم نظافت . (ناظم الاطباء). شوخگنی . ◄ پلیدی . نجاست . مقابل نظافت . (فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد واژهدان
آشغال، آلودگی، چرک، ریم، لجن، منجلاب، ناپاکی، نجاست غلظت (متضاد: نظافت، لطافت)
واژگان فارسی سره واژهدان
ناپاکی، پلیدی، آلودگی