کثاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کثاب . [ ک ِ ] (ع اِ) تیر و جز آن . یقال مارمی بکثاب ؛ ای شی ٔ سهم او غیره . (منتهی الارب ). چیز. (از اقرب الموارد). هر چیز که بیندازند از قبیل تیر وسنگ و جز آن . یقال : مارمی بکثاب، ای شی ٔ سهم و غیره ؛ نینداخت چیزی نه تیر و نه جز آن . (ناظم الاطباء).
کثاب . [ ک ُ ] (اِخ ) موضعی است به نجد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (معجم البلدان ).
کثاب . [ ک ُ] (ع ص، اِ) بسیار. (منتهی الارب ). کثیر. (از اقرب الموارد). هر چیز بسیار فراهم آمده . (ناظم الاطباء).