کث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کث . [ ک َث ث ] (ع مص ) انداختن پلیدی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) .
کث . [ ک َث ث ] (ع ص ) انبوه و درهم پیوسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال رجل کث اللحیة؛ مرد انبوه ریش . ◄ مرد دراز و انبوه و کوتاه و پیچان ریش . رجل کث . ج، کِثاث . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به کَثَّة شود. ◄ ستبر و کلفت . (ناظم الاطباء).
کث . [ ک ُث ث ](ع ص، اِ) ج ِ اَکَث ّ. رجوع به اکث شود. ◄ ج ِ کَثّاء. (اقرب الموارد). رجوع به کَثّاء شود.