فرهنگ لغت

کت

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(کَ) (اِ.) ۱- تخت پادشاهی. ۲- (عا.) شانه و کتف. ؛ توی ~ کسی نرفتن مورد قبول کسی قرار نگرفتن.

(کُ) [ فر. ] (اِ.) نیم تنه آستین دار مردانه و زنانه.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی کت | فرهنگ لغت