کتیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کتیر. [ ک َ / ک ُ ] (اِ) سراب یعنی زمین شورستان که سپید نماید و در او نبات رسته نبود و از دور مانند آب نماید. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). سرآب (فرهنگ جهانگیری ). شوره زمینی باشد که در صحراها از دور مانند آب نماید. (برهان ). سرآب و به بای موحده است مرادف کویر نه به تاء. (فرهنگ رشیدی ). سرآب و شوره زمینی که از دور آب نماید. (ناظم الاطباء) : چون زمین کتیر کو از دور همچوآب آید و نباشد آب . منطقی . در نظر آمد جهان مثل کتیر می رود عمر گرامی همچو تیر. حکیم فرزدق (از فرهنگ جهانگیری ). ◄ زمین شوره . (برهان ). زمین شوره و بی ثمر. (ناظم الاطباء). کتیم . رجوع به کتیم شود. ◄ نوعی از قماش . (برهان ) (ناظم الاطباء).