کبور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبور. [ ک َب ْ بو ](اِ) (کلمه ٔ عبری بمعنی کفاره ٔ گناه ) دهم روز از تشرین که جهودان در آن روزه دارند در مدت ٢٥ ساعت و ابتدا کنند روز نهم پیش از آفتاب فروشدن نیم ساعت و تمام شود بروز دهم نیم ساعت گذشته از غروب و نشاید که این کبور بروز یکشنبه افتد یا به سه شنبه و یا بروز آدینه . و نام دیگر آن عاشور باشد. (التفهیم ص ٢٤٤).
کبور. [ ] (اِ) اسم هندی کافور است . (فهرست مخزن الادویه ).
کبور. [ ک َ وَ ] (اِ) نام میوه ای هندی است . (از ناظم الاطباء).