کبوتروار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبوتروار. [ ک َ ت َرْ ] (ص مرکب، ق مرکب ) چون کبوتر. مانند کبوتر. کبوترآسا : دیده ام سرچشمه ٔ خضر و کبوتروار آب خورده و پس جرعه ریزی در دهان آورده ام . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبوتروار. [ ک َ ت َرْ ] (ص مرکب، ق مرکب ) چون کبوتر. مانند کبوتر. کبوترآسا : دیده ام سرچشمه ٔ خضر و کبوتروار آب خورده و پس جرعه ریزی در دهان آورده ام . خاقانی .