کبوترقیمت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبوترقیمت . [ک َ ت َ م َ ] (ص مرکب ) ارزان قیمت . کم بها : من کبوترقیمتم بر پای دارم سر بها آنقدر زری که سوی آشیان آورده ام . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبوترقیمت . [ک َ ت َ م َ ] (ص مرکب ) ارزان قیمت . کم بها : من کبوترقیمتم بر پای دارم سر بها آنقدر زری که سوی آشیان آورده ام . خاقانی .