کبوترخان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبوترخان . [ ک َ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه در ٢٤ هزارگزی جنوب تربت حیدریه و ٢٠ هزارگزی خاور شوسه ٔ عمومی تربت به زاهدان . جلگه ای و معتدل است ١٢٨ نفر سکنه دارد. آب از قنات . محصول : غلات، ابریشم، پنبه . شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
کبوترخان . [ ک َ ت َ ] (اِ مرکب ) برج حمام . برج کبوتر. کفترخان . کبوترخانه . باروگونه ای که کنند و در آن لانه های کبوتران سازند. (یادداشت مؤلف ). ◄ در اصطلاح بنّایی سوراخها که در زیر حمام برای نقل حرارت سازند. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به کبوترخانه شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی