کبوترباز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبوترباز.[ ک َ ت َ ] (نف مرکب ) که کبوتر باختن کار دارد. که در کار پرورش و پرواز دادن و باختن کبوتر اهتمام دارد. کسی که با کبوتران بازی می کند و در طیران و پرواز آنها گرو می بندد. (ناظم الاطباء). ◄ کبوتربان . (ناظم الاطباء). زَجّال . (ملخص اللغات حسن خطیب ). ◄ کنایه از محیل و مکار است . ◄ کنایه از رند پرکار است . (آنندراج ) : کی جواب نامه آید زان سراپا ناز من کرد ضبط نامه بر شوخ کبوترباز من . اشرف (از آنندراج ).