کبوتر گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبوتر گرفتن . [ ک َ ت َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) کبوتر شکار کردن . کبوتر زدن . بدست آوردن کبوتر. در اختیار آوردن کبوتر : باز اگر چند کبوتر گیرد باز را هم به کبوتر گیرند. خاقانی . - به کبوتر گرفتن ؛ با کبوتر گرفتن . بوسیله ٔ کبوتر شکار کردن و بدام انداختن : باز اگر چند کبوتر گیرد باز را هم به کبوتر گیرند. خاقانی .