فرهنگ لغت

کبر کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبر کردن . [ ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکبر کردن . کبر آوردن . کبر فروختن . باد کردن : دعوی مکن که برترم از دیگران به علم چون کبر کردی از همه دو نان فروتری . سعدی .

معنی کبر کردن | فرهنگ لغت