کاکل کسی شکستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاکل کسی شکستن . [ ک ُ ل ِ ک َ ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) برانگیختن و ترغیب دادن او را به کاری یعنی موکشان بر سر کار کشیدن . (آنندراج ) : کاکلم میشکند ذوق می آشامیها رعشه هرگاه به خاک از قدحم مل ریزد. سیدحسین خالص (از آنندراج ).