کاچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چِ) (اِ.)<BR>۱- چانه و زنخ.<BR>۲- خوشی، طرب. کچول هم گفته شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چِ) (اِ.) ۱- چانه و زنخ. ۲- خوشی، طرب. کچول هم گفته شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ)زنخ باشد و شیرازیان کچه خوانند. (جهانگیری ). ◄ بمعنی چانه و زنخ باشد که موضع برآمدن ریش است . (برهان ). کاجه . چانه . ذقن . ◄ بمعنی خوشی و طرب آمده است . زراتشت بهرام گفته : چو نامه نزد «چنگرنگهاچه » آمد دلش در شادی و در کاچه آمد. (از جهانگیری ).