کاپوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاپوک . (اِ) کابوک . جای مرغ خانگی و کبوتر بود : چون بچه ٔ کبوتر منقار سخت کرد هموار کرد موی و شدش مویگان زرد کاپوک را نشاید و شاخ آرزو کند وز شاخ سوی بام شود بازگرد گرد. ابوشکور (از لغت فرس اسدی نسخه ٔ نخجوانی ). مؤلف فرهنگ نظام در ذیل لغت «کابوک » آرد: از کتاب نصاب محمدیه چنین برمی آید که کابوک بمعنی مطلق زنبیل هم هست که گوید، مصراع : زنبیل و یارق، کاپوک و یاره . و در نسخه ٔ خطی قدیم که نزدمن است با «پ » (فارسی ) نوشته شده . رجوع به کابوک شود.