کاهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاهی . (ص نسبی ) به رنگ کاه .رنگی بین زرد و سفید. (یادداشت مؤلف ) : مرا ز نان جو خویش رنگ کاهی به که از شراب حریفان سفله گلناری . امیدی رازی . ◄ از جنس کاه . ◄ نوعی کاغذ پست بدرنگ . (یادداشت مؤلف ). کاغذ که از کاه کنند و رنگ زرد آن نزدایند.
کاهی . (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند که دارای ٣٠٣ تن سکنه است، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و میوه است . مزارع مزارگاهی، پشت مزار و پی گدار جزو این ده است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
کاهی . (اِخ ) رجوع به کاهی کابلی شود.