فرهنگ لغت

کاهبن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاهبن . [ ب ُ ] (اِ مرکب ) بن کاه . ساقه وتنه ٔ خشک شده ٔ گندم و جو. ساقه های درهم شکسته ٔ غلات از قبیل گندم و جو و ارزن و برنج و جز آن که اهالی دارالمرز کلش نامند. (ناظم الاطباء). ◄ میدانی که این ساقه ها را در آن ریزند. (ناظم الاطباء).

معنی کاهبن | فرهنگ لغت