کامگاری یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامگاری یافتن . [ ت َ] (مص مرکب ) پیروزی یافتن . غلبه یافتن : زهی بر خرد یافته کامگاری زهی بر هنر یافته کامرانی . فرخی . ترا بند کردند تا دیو بر تو نیابد دگر قدرت و کامگاری . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامگاری یافتن . [ ت َ] (مص مرکب ) پیروزی یافتن . غلبه یافتن : زهی بر خرد یافته کامگاری زهی بر هنر یافته کامرانی . فرخی . ترا بند کردند تا دیو بر تو نیابد دگر قدرت و کامگاری . ناصرخسرو.