کاملی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاملی . [ م ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کامل .
کاملی . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد واقع در ٢هزارگزی شمال خاوری مشهد و شمال راه مشهد به تبادکان . ناحیه ای است واقع در جلگه و هوای آن معتدل است و ٧٨ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات است . اهالی به کشاورزی و مالداری گذران میکنند. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
کاملی . [ م ِ ] (اِخ ) جد ابویعلی حمزةبن محمدبن محمدبن سلیمان ابوکامل بن حاتم الکاملی و او پسر ابوعبیدبن ابوعمروبن ابوکامل النسفی است که از مستعفری و غیر او حدیث شنید و درجمادی الاَّخر سال ٤١٤ هَ .ق . درگذشت . (لباب الانساب ).