کاملا
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تماما، بهکلی، کلا، یکسر، یکسره، سربهسر، دریکنوبت، تماموکمال، تاما، مطلقا (مطلقا) پاک، سیر، بیکموکاست، بیکموزیاد سراسر، سرتاسر، یکبند، سراپا، ازاول تاآخر، ازسرتاته، از بای بسمالله تا تای تمت تاآخرین حد، منتهای، بهحد اعلا، بهحد کمال، تمام و کمال، بینهایت خیلی مفصلا، حسابی، بهطور کامل
واژگان فارسی سره واژهدان
سراسر، بیگفتگو، بیچون و چرا، به درستی
سد در سد، همگی، سرتاسر، سراسر، بیکم و کاست، بیخرده، به راستی، به درستی