کامل عیار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامل عیار کردن .[ م ِ ع ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خالص گردانیدن . مجازاً، تهذیب کردن . زدودن غل و غش . کامل ساختن : ترا در بوته ٔ گل بهر آن دادند این مهلت که سیم ناقص خود را کنی کامل عیار اینجا. صائب .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامل عیار کردن .[ م ِ ع ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خالص گردانیدن . مجازاً، تهذیب کردن . زدودن غل و غش . کامل ساختن : ترا در بوته ٔ گل بهر آن دادند این مهلت که سیم ناقص خود را کنی کامل عیار اینجا. صائب .