کامل عیار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامل عیار. [ م ِ ع ِ ] (ص مرکب ) زر ده دهی . (فرهنگ نظام ). - نقره ٔ کامل عیار ؛ نقره ٔ خالص . مؤلف تذکرةالملوک آرد: نقره ٔ کامل عیار آن است که از سطح قرص نقره بعد از برآمدن از کوره ٔ قال شاخچه ها به شکل حباب سر میزند، و به همین جهت نقره ٔ خالص را شاخدار میگویند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ٢٢). ◄ مجازاً هر کس و چیز بی عیب . (فرهنگ نظام ). تمام عیار.(آنندراج ). کامل . بی غل و غش . (آنندراج ) : رتبه ٔ کامل عیاران از محک ظاهر شود تن به سنگ کودکان ده دامن صحرا مگیر. صائب (از آنندراج ). رجوع به کامل العیار شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی