کامل شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامل شدن . [ م ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) به انجام رسیدن . انجام شدن . (یادداشت مؤلف ). به حد کمال رسیدن . کمال یافتن . بی نقصان شدن .
فرهنگ طیفی واژهدان
پر شدن، بهقله رسیدن، تمام شدن، پایان یافتن بهبار نشستن، رسیدن، رسیده شدن، آماده شدن کامل بودن، تکمیل بودن، وافر بودن یکپارچه شدن، همکاری کردن لبریز شدن، طغیان کردن، سرریز شدن