کالمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کالمه . [ ل ُ / ل َ م َ / م ِ ] (ص ) کالم . (آنندراج ). زن بیوه . زن شوی مرده . ◄ زن که دوشیزگی او ربوده باشند : عنین که وصالی پس سالیش نبودی با کالمه ٔ پیر بصد حیله و دستان امروز بدان حد بودش زور که یکشب صد بکر کند حامله از قوت حمدان . ملامظهر (از آنندراج ). رجوع به کالم شود.
کالمه . [ م ِ ] (اِخ ) دم -اگستن . مورخ فرانسوی که در سال ١٦٧٢ در ناحیه ای نزدیک کومرسی بدنیا آمد و در سال ١٧٥٧ م . درگذشت . وی مؤلف تاریخ لورن است .