کالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کالة. [ کال ْ ل َ ] (ع ص ) کُند. مقابل تیز. موسی کالَّةٌ؛ استره ٔ کُند. (مهذب الاسماء).
کاله . [ ل ِ ] (اِخ ) شهر ساحلی فرانسه حاکم نشین پادُکاله در ایالت بولونْی که ٥٠٠٤٨ تن سکنه دارد. کاله در سال ١٣٤٧ م . پس از مقاومتی سخت به دست انگلیسیان افتاد ولی فداکاری استاش دو سن پیر و پنج بورژوای دیگر که متوسل به ادوارد سوم شدند سبب شد که شهر نجات یافت تا در سال ١٥٥٨ م . دوباره به دست انگلیسیان افتاد و در سال ١٩١٤ آلمانها خسارت زیادی به آنجا وارد کردند. در جنگ دوم جهانی یکی از نقاطی بود که آلمانها در آنجا به سال ١٩٤٥ تا آخرین حد در برابر متفقین مقاومت کردند.
کاله . [ ل َ / ل ِ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه بمعنی کال، جای، مکان، چون : میان کاله . رجوع به کال شود.